
دیروز دختر عمه م اومده بود خونمون
مثلا میخواسته در مورد یه مسئله مهمی با من صحبت کنه
ولی اونقد سر گرم حرف زدن میشیم که فراموش میکنه و یادش میره!:)
امروز دوباره اومد خونه مون گفت...وگفت ...
ودرآخر بهم گفته فعلا به کسی نگم!:|
ولی من نمیتونم نگم!:|
الکی نیس که صحبت ی عمر زندگیه!:
نمیدونم اول اینجا بگم یا اول به خواهرم بگم!

برچسب:
نویسنده: کسری نصیری

بفرمایید کیک :))
برچسب:
نویسنده: کسری نصیری
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: کسری نصیری
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: کسری نصیری

مارا که "یا مجیر" و "اجرنا" عوض نکرد
دلتنگ روضه های "محرم" شده دلم....
برچسب: دلتنگ,
نویسنده: کسری نصیری
الان یه ساله که هیچی سرما نخوردم!!!
اونم منی که سرمایی بودم و حتی تابستونم امکان سرما خوردنم بود!
برچسب:
نویسنده: کسری نصیری

دیشب از این رولت خرماییا درستیده بودم ^^
برچسب: خرمایی,
نویسنده: کسری نصیری
با یک عدد مموری سوخته که کلی عکس و خاطره هم توش هست چه می توان کرد!؟:/
برچسب: سوخته,
نویسنده: کسری نصیری